السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

210

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

از شك و ترديد منزه گرداند . [ 1 ] « حصين بن حكم » پيرامون شك و ترديد خويش در مورد اين گفته حضرت ابراهيم كه فرمود : رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى از عبد صالح خداوند سؤال مىنمايد او در پاسخ حصين چنين مىنويسد : ابراهيم فردى مؤمن و متقى بود و دوست مىداشت كه بدينوسيله بر ايمانش افزوده گردد ، اما در تو كه دچار شك و ترديد هستى خبرى يافت نمىشود . [ 2 ] امام صادق ( ع ) در تفسير آيه فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ مىفرمايند : ابراهيم ( ع ) چهار نوع از پرندگان يعنى هدهد و صرد ( و ركاك يا شير گنجشك ) و طاووس و زاغ را ذبح نمود و گوشت و استخوان آنها را در داخل هاونى كوبيده و آنها را به ده قسمت تقسيم نمود و هر كدام از آنها را بر فراز كوهى قرار داد و در كنار آنها مقدارى آب و دانه نهاد . آنگاه منقار آن پرندگان را در ميان انگشتان خويش قرار داد و از آنها خواست تا باذن خداوند بار ديگر زنده گشته و بسوى او بازگردند . چيزى نگذشت كه قسمتهاى مختلف بدن آن پرندگان به يكديگر ملحق گشته و از آب و دانه‌اى كه ابراهيم براى آنها نهاده بود تناول كردند و خطاب به ابراهيم ( ع ) گفتند : خداوند ترا زنده بدارد كه بار ديگر ما را حيات بخشيدى ابراهيم گفت اين خداوند تواناست كه زنده مىگرداند و مىميراند . اما آيه مذكور تفسيرى باطنى و معنوى نيز دارد به اين معنا كه چهار نفر را كه حامل علم الهى تو هستند و ظرفيت پذيرش معارف ربانى را دارند به چهار گوشه جهان گسيل دار تا حجت و نماينده تو بر انسانها باشند . و آنگاه كه به وجود آنها نياز پيدا كردى به وسيله اسم اعظم آنها را فرا خوان ، چيزى نخواهد گذشت كه نزد تو حاضر خواهد گشت . مرحوم صدوق عليه الرحمة در اين مورد مىفرمايند : آنچه در نزد من معتبر است اين است كه ابراهيم ( ع ) هر دو جنبه ظاهرى و معنوى قضيه را مد نظر داشت . در پاره‌اى از روايات آن 4 نوع پرنده طاووس و كركس و خروس و مرغابى ذكر گشته است [ 3 ] و شايد اختلاف نوع پرندگان بخاطر دفعات مكررى باشد كه ابراهيم ( ع ) به

--> [ 1 ] علل الشرايع - ص 36 و خصال - ج 1 - ص 265 . [ 2 ] كافى - ج 2 - ص 399 . [ 3 ] خصال - ج 1 - ص 264 .